
بعد گزارش تلویزیونی میگذارند و به فروشنده لوازم التحریر می گن آقا دفتر رستم و سهراب داری و بنده خدا میگه نه . توهمی که مسئولان ما دارند تمامی ندارد . دوستان نمی فهمند که بچه دبستانی چرا باید بخواد رو دفترش عکس یه پیرمرد با 20 سانت ریش باشه . فیلمی ساختیم ؟ انیمیشن درست و درمون ؟ کتاب داستان با کیفیت ؟ چی ؟ وقتی برنامه های اونوری ها برای کودکان با کیفیت و هدفمنده ، وقتی bolt هست و panda و geforce و up . ما باید مزخرفاتی که دو نفر می رقصند و شعر می خوانند و یه خاله ای عمویی چیزی هم هست و یه عروسک در پیت پشت میز و مثلا هر روز یه نکته اخلاقی یاد میدن رو بسازیم ؟ باید به حرکات موزون امیر محمد بنگریم ؟ کشوری با تاریخ 200 ساله که قهرمان ندارد دارد قهرمان قلابی می سازد برای ارضای نیاز بینندگانش و batman می سازد و superman , spiderman , hitman , fبه قول اهالی کامپیوتر *.man ما که قهرمان داریم به دست فراموشی سپردیم و عمو پورنگ و امیر محمد می شوند قهرمان ما و بازی در موردشان می سازیم و دو خواهر می سازیم و ارباب حلقه ها می سازند و مرد هفت رنگ می سازیم و ماتریکس می سازند و فیتیله می سازیم و پسر جهنمی می سازند و … و هزار شاید و باید دیگر .

دوستان سنت الهی این است : هرکس نان همتش را میخورد . ما در خواب خرگوشی هستیم ولی کی بیدار می شویم و دست از مهاجران برمیداریم ، نمیدانم . کودک را چه فرض کرده ایم ؟ موجودی کودن که باید ساکت بنشیند و پلنگ صورتی ببیند ؟ چه کاری روی کودک کردیم که وقتی در جوانی در پارتی دستگیر می شود حق را به او نمیدهیم . حق با کیست ؟ یاد این جمله در آژانس شیشه ای افتادم : (( مگه تکلیف … خوب اونام که همی ر مگن … پس کی راس مگه حاجی ؟؟؟ )) و اما افسوس .
شنبه 16 ژانویه, 2010 در ساعت 9:35 ب.ظ
واقعا افسوس. واقعا خوب گفتی، حرف دل مارو زدی
[پاسخ]